
قطع ارتباطات در ایران به یک مسئلهی حکمرانی میانجامد: آیا زبان اخلاقی ایکوم، خودِ این نهاد را نیز متعهد میکند؟
این متن را در سوگ مینویسم.
در سوگِ مرگِ جمعیِ هموطنان ایرانیام و همزمان با فرسودگیِ عمیق از سکوت نهادهای فرهنگی جهان؛ از جمله حوزهی موزهها که هنگامی که هزینهای در کار نیست، با سهولت از اخلاق، کرامت انسانی و مراقبت سخن میگوید.
موزهها با حافظه کار میکنند.
ما ثبت میکنیم، حفاظت میکنیم، تفسیر میکنیم و اگر صادق باشیم، پیوسته بر سر اینکه چه چیزی باید به یاد سپرده شود و چرا، اختلاف نظر داریم. این حوزه همچنین به اسناد دلبستگی ویژهای دارد: منشورها، پروتکلها، اصول و آییننامهها. این متون اغلب چنین القا میکنند که چارچوبی باثبات فراهم آوردهاند.
اما آییننامه، ضمانتِ اخلاقی نیست؛ ادعای اخلاقی است.
و لحظهی مواجههی این ادعا با واقعیت (بهویژه در شرایط بحرانی) همان نقطهای است که روشن میشود یک نهاد، اخلاق را صرفاً در سطح متن و زبان میپذیرد یا آن را به کنش نهادی بدل میکند.
ایکوم، شورای بینالمللی موزهها، آییننامهی اخلاقی خود را نه بهعنوان مجموعهای آرمانی، بلکه بهعنوان تعهدی حداقلی معرفی میکند. این آییننامه «حداقل استانداردها» را تعیین میکند و عضویت در ایکوم بهمعنای پذیرش مسئولیتِ پایبندی به آنهاست.
استانداردهای حداقلی درست در لحظات مرزی اهمیت مییابند، زمانی که امنیت و جان انسانها در معرض خطر است.
ایران، ژانویه–فوریهٔ ۲۰۲۶: بحران در شرایط قطع ارتباطات
در زمان نگارش این متن، ایران شاهد اعتراضات سراسری و سرکوب خشونتآمیز است؛ همزمان با محدودیتهای شدید اینترنت و ارتباطات مخابراتی که از سوی چندین نهاد ناظر، «قطع یا خاموشی ارتباطات» توصیف شده است.
سازمانهای حقوق بشری تأکید کردهاند که این محدودیتها اقداماتی خنثی یا صرفاً امنیتی نیستند، بلکه ابزارهاییاند که هم میتوانند امکان نقض حقوق را فراهم کنند و هم آن را از دید عمومی پنهان نگه دارند. عفو بینالملل قطع سراسری ارتباطات را نقض جدی حقوق بشر دانسته و هشدار داده است که قطع دسترسی، با دشوار کردن مستندسازی، به تقویت مصونیت از مجازات میانجامد.
در چنین شرایطی، تأیید آمار قربانیان عملاً ناممکن میشود. گزارشها از تلفات مورد اختلاف و بازداشتهای گسترده حکایت دارند و فاصلهای چشمگیر میان روایتهای رسمی و برآوردهای نهادهای مستقل دیده میشود. هرچند برخی گزارشها از کاهش نسبی محدودیتها در اواخر ژانویه خبر دادهاند، اما دسترسی پایدار و آزاد به ارتباطات برقرار نشده است.
برای متخصصان موزه، این وضعیت یک اختلال ساده نیست.
کار موزه بر سه پایه استوار است: ارتباط، مستندسازی و شبکههای حرفهای.
با قطع این زیرساختها، متخصصان موزه صرفاً با اختلال کاری مواجه نمیشوند؛ در انزوای حرفهای و نهادی قرار میگیرند.
چرا این مسئله مستقیماً متوجه ایکوم است
آییننامهی اخلاقی ایکوم صرفاً به حفاظت از اشیا نمیپردازد.
این سند، عمل موزهای را بهطور صریح به کرامت انسانی و رفاه انسانی پیوند میدهد، چه در مواجهه با مواد و روایتهای حساس، و چه در تعامل موزهها با جوامع معاصر.
این تعهد اخلاقی، مسئولیتی نهادی را پیش میکشد:
اگر مأموریت موزهها ارتقای رفاه انسانی است، نقش ایکوم چیست زمانی که اعضایش در شرایط قطع ارتباطات و در سایهی گزارشهای معتبرِ سرکوب مرگبار گرفتار شدهاند؟
این پرسش زمانی حساستر میشود که بدانیم هیئت اجرایی ایکوم در دورهی ۲۰۲۵–۲۰۲۸ شامل نمایندهای از ایکوم ایران در مقام نایبرئیس است؛ افزون بر حضور دیگر اعضای ایکوم ایران در کمیتهها و کارگروههای بینالمللی. اگر اخلاق ایکوم قرار است فراتر از عنوان و عضویت معنا داشته باشد، حداقل مسئولیت آن، بهرسمیت شناختن علنی خطر برای متخصصان موزه بهویژه در درون ساختار رهبری خودِ نهاد است.
روشن است که نمیتوان با قطعیت گفت ایکوم در پشت درهای بسته چه اقداماتی انجام داده است. اما در یک نهاد عضویتی، پاسخگویی اساساً از مسیر کنش علنی شکل میگیرد. تا تاریخ ۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، در صفحهی رسمی «Declarations and Statements» ایکوم، هیچ بیانیهی مستقلی دربارهی وضعیت ایران، سرکوب داخلی و قطع ارتباطات منتشر نشده است.
ایکوم توانِ سخن گفتن دارد و پیشتر از آن استفاده کرده است
نهادهای فرهنگی بینالمللی اغلب به این استدلال متوسل میشوند که «کنشگر سیاسی نیستند». اما سابقهی ایکوم نشان میدهد که این نهاد، در صورت لزوم، موضعگیری علنی میکند، از جمله در مواردی که نام ایران بهصراحت ذکر شده است.
در ۱۹ ژوئن ۲۰۲۵، ایکوم در بیانیهای دربارهی ایران و اسرائیل تأکید کرد که در شرایط امنیتی دشوار، ایمنی و رفاه متخصصان موزه باید اولویت اصلی باشد.
در نوامبر ۲۰۲۵ نیز مجمع عمومی ایکوم قطعنامهای با عنوان «حفاظت از مجموعههای موزهای و حمایت از متخصصان موزه در زمان بحران» تصویب کرد که بهصراحت به خطر انزوای حرفهای در شرایط بحران اشاره دارد.
بنابراین مسئله ناتوانی ایکوم در سخن گفتن نیست؛ مسئله این است که آیا این نهاد در شرایطی که موضعگیری هزینهمند است نیز حاضر به سخن گفتن هست یا نه.
چرا موضعگیری علنی حتی بدون توان حل بحران اهمیت دارد
بیانیهها خشونت را متوقف نمیکنند.
اما در شرایط قطع ارتباطات، موضعگیری نهادی همچنان کارکرد واقعی دارد:
انزوای حرفهای را کاهش میدهد و به همکاران در خطر نشان میدهد که فراموش نشدهاند.
مرزهای هنجار حرفهای را روشن میکند و نشان میدهد که کرامت و رفاه انسانی صرفاً زبان نمایشگاهی نیست.
سابقهای عمومی ایجاد میکند؛ در شرایطی که نقض حقوق پنهان میشود، سکوت امکان انکار میسازد، اما ثبت علنی مسیر پاسخگویی را باز میگذارد.
“دام “بیطرفی
میان بیطرفی در منازعات سیاسی که گاه قابل دفاع است و بیطرفی در برابر رنج انسانی تفاوتی اساسی وجود دارد.
دومی بیطرفی نیست؛ کنارهگیری از مسئولیت اخلاقی است.
ایکوم میتواند بدون جانبداری سیاسی، نگرانی خود را اعلام کند. تجربهی بیانیههای پیشین نشان میدهد که این نهاد میتواند با دقت حقوقی و استناد به منابع معتبر، موضعی اخلاقی و غیرجانبدارانه اتخاذ کند.
ایکوم اکنون چه میتواند بکند:
۱) صدور بیانیهی رسمی دربارهی تأثیر شرایط بحرانی ایران بر متخصصان موزه
۲) فعالسازی و شفافسازی سازوکار حمایت از اعضا در شرایط بحران
۳) فراهمکردن راههای ارتباطی امن و کمپهنایباند
۴) پاسخگو کردن سکوت، در صورت انتخاب عدم موضعگیری علنی
سازمانهای عضویتی به اعضای خود توضیح بدهکارند، نه فقط سکوت.
آزمون اعتبار و بازنگری آییننامه
بازنگری آییننامهی اخلاقی ایکوم که قرار است در ژوئن ۲۰۲۶ به رأی گذاشته شود، این پرسش را پیش میکشد:
اگر یک نهاد در مواجهه با بحران واقعی اعضایش نتواند به روح آییننامهی موجود وفادار بماند، بازنگریِ متن چه ارزشی خواهد داشت؟
پیشنهاد: «آییننامهی یکپارچگی نهادی» برای ایکوم
اگر ایکوم انتظار دارد اخلاق، اعضایش را متعهد کند، باید خود نیز به همان اندازه متعهد باشد. مکملی نهادی میتواند شامل اصولی چون تقارن پاسخگویی، وظیفهی مراقبت، شفافیت دلایل، ارتباطات امن و گزارشدهی سالانه باشد.
ایکوم بهدرستی به آییننامهای افتخار میکند که بر کرامت انسانی و رفاه انسانی تأکید دارد. اما آییننامهای که اعضا را ملزم کند و در عین حال به خودِ نهاد اجازه دهد در شرایط قطع ارتباطات سکوت کند، اخلاق نیست؛ مدیریت بوروکراتیک است.
در برابر بحران کنونی ایران، ایکوم باید همان کاری را انجام دهد که از موزهها میخواهد: ایمنی و رفاه متخصصان موزه را در اولویت بگذارد، روشن سخن بگوید و مسئولیت نهادی خود را بپذیرد.
Please find the English version of this article: ICOM’s Code of Ethics Meets Its Silence in Iran.